بانوی لژیونر ایرانی؛ مربی تیمهای بسکتبال زنان و مردان
خانم ظفر در کشور های قطر، عمان و ویتنام به سرمربیگری تیم های بسکتبال دختران، بانوان و مردان مشغول است و با این تیم های به موفقیت هایی دست یافته است.
خبرنگار ورزش و زن ایرانی، با ایشان مصاحبه ای داشتم. اجازه دهید آن را با هم بخوانیم. خانم دکتر ظفر متشکر از لطف تان. با آرزوی موفقیت روز افزون.
رحیم رحیم زاده اصل
ـ لطفا خودتان را معرفی کنید و از فعالیت تان در بسکتبال قدری بگویید؟
من نعیمه ظفر هستم، ۴۲ ساله. از یک خانواده فرهنگی میآیم. پدرم در دوران دبیرستان و دانشگاه بسکتبال بازی میکرد و مادرم نیز در دبیرستان بسکتبالیست بود. به همین دلیل یک پیشینه بسکتبالی در خانواده ما وجود دارد. خواهر کوچکم نیز در سالهای اول و دوم دانشگاه بسکتبال بازی میکرد. من بسکتبال را از ۹ سالگی آغاز کردم. آن زمان مینیبسکتبال جزو بازیهای دبستانی محسوب میشد. . یادم هست برای مسابقات کشوری مدارس به شهر زنجان رفتیم و آنجا به مقام سوم رسیدیم. این اولین مدالی بود که گرفتم و برایم خاطرهانگیز شد. بعد از آن، به خاطر آسیبدیدگی کمرم تنها یک سال از بسکتبال دور بودم.و همیشه با بسکتبال زندگی کردم. ورزش و بهخصوص بسکتبال هم چیزهای زیادی به من داده و هم طبیعتاً چیزهایی از من گرفته است؛ این واقعیتی است که منطقی به نظر میرسد. بسکتبال را از شهر زادگاهم بروجرد شروع کردم، سپس به کرمانشاه رفتم و به سوپرلیگ پیوستم. در ۲۵ سالگی رئیس هیأت بسکتبال شدم؛ جوانترین رئیس هیأت بودم. تیم نوجوانانمان در مسابقات شیراز نایبقهرمان شد. در آن زمان هم رئیس هیات بودم، هم بازی میکردم و هم کمک مربی بودم. بعد از کرمانشاه با تیم شمیرانات ادامه دادم و سپس با تیم سنندج و یک سال هم برای تیم کرمان بازی کردم. اما خاطرات تلخی از دعوت به تیم ملی و فضای شهرستان و تهران دارم که اصلاً دلم نمیخواهد به آنها برگردم. میتوانم بگویم متاسفانه تقریباً هیچ خاطره خوبی از بسکتبال ایران ندارم. از سال ۲۰۰۹ در صربستان بسکتبال را به شکل دیگری شناختم. کارتهای مربیگریام که امروز از آنها استفاده میکنم همه از صربستان صادر شدهاند. دو سال در دانشگاه ورزشی آنجا بسکتبال خواندم. همزمان در ایران نیز در دانشگاه مشغول تحصیل بودم؛ ابتدا در دانشگاه بروجرد و سپس در دانشگاه آزاد تهران مرکز برای دکترا به صورت پژوهشمحور. اولین تجربه کاریام برای مدت کوتاهی در ترکیه بود. در ایران هم با آکادمیهای مختلف، از جمله تیم مهرام، کار کردم. بیشتر با تیمهای پایه فعالیت داشتم و در نهایت باشگاههای مختلف نوجوانان را پایهگذاری کردم. با پاس هم زیاد کار کردم. اما هیچوقت بسکتبال ایران حس مثبتی به من نداد و بیشتر نگران سنگ اندازیها بودم. در نهایت در سال ۲۰۱۸ به دعوت قطر و به خاطر مدرکی که از صربستان داشتم به آن کشور رفتم. کارم را با تیمهای دختران زیر ۱۶ سال آغاز کردم، سپس با زیر ۱۸ سال و بعد هم به تیم ملی بانوان قطر رسیدم. با این تیم تجربیاتی مثل حضور در مسابقات کشورهای خلیج (GCC)، عرب چمپیون و بازیهای آسیایی داشتم. در مسابقات عرب چمپیون حتی توانستم بازیکن ایرانی کیمیا تهرانی را در کنار یک بازیکن آمریکایی دعوت کنم. پس از اتمام کارم در قطر و تمدید نشدن ویزای کاری، فعالیت خود را با کلینیکهای مربیگری در عمان آغاز کردم. بلافاصله بهعنوان سرمربی تیم بانوان بزرگسالان عمان انتخاب شدم و در مسابقات خلیج و قهرمانی کشورهای عربی حضور داشتم. دو سال پیاپی با تیمهای جوانان عمان قهرمان لیگ رسمی شدم. همچنین با تیم مردان هم نایبقهرمانی لیگ را کسب کردم. در واقع دیگر عنوانی در عمان نمانده بود که بخواهم به آن دست پیدا کنم. در کنار اینها، همیشه کار آکادمیک و آموزش بچهها را هم ادامه دادم. برای مدارس بینالمللی نیز کار کردم و با تیم آمریکن اسکول قهرمانی گرفتم. برای من کار با ردههای سنی زیر ۱۴، ۱۶ و ۱۸ سال لذتبخشتر از کار حرفهای است. در اواخر ماه می ۲۰۲۵ با تیم ملی ویتنام قرارداد بستم برای بازیهای جنوب آسیا. این مسابقات در ۷ دسامبر در تایلند برگزار میشود. تیم ویتنام تاکنون در این مسابقات مدالی کسب نکرده است و امیدوارم بتوانیم اولین مدال را به دست بیاوریم.

ـ لطفا از سرمربیان خودتان و فلسفه کاریتان بگویید؟
صادقانه بگویم، از ایران خاطره خوش و حرفه ای ندارم. بالاترین درسی که از آنها گرفتم این بود که شبیهشان نباشم. یاد گرفتم کسی را به خاطر گذشته یا زندگی خصوصیاش قضاوت نکنم و بیشتر حامی بازیکنانم باشم. اگر کاری از دستم برنیاید، هرگز در زندگیشان دخالت نمیکنم. البته از طریق اینترنت توانستم مربیان بزرگی را بشناسم و از فلسفه کاریشان الهام بگیرم. یکی از کسانی که بیشترین تاثیر را روی من گذاشت آبرو داویچ است. فلسفه کاری من ترکیبی از بسکتبال اروپا و بسکتبال نوین آسیاست. بسکتبال اروپا و سبک آکادمیک آن را دوست دارم. سیستماتیک بودن، روحیه تیمی و قهرمانی برایم مهمتر از صرفاً برنده بودن است.
ـ لطفا در مورد کارتان در ویتنام بگویید؟
همه میدانیم بسکتبال شرق آسیا و غرب آسیا سطح متفاوتی دارند. در شرق آسیا بازیکنان حرفهایتر،سرعتی تر و تکنیکی تر هستند و سطح بسکتبال بالاتر است. در تیم ویتنام سه بازیکن دوتابعیتی (آمریکایی-ویتنامی) دارم. یکی از آنها دو قلوهای معروفی هستند که در سال ۲۰۲۳ در مسابقات سهنفره ایران را شکست دادند.
این بازیکنان سطحی متفاوت از غرب آسیا دارند و کار با آنها تجربه ارزشمندی است. برای مسابقات جنوب آسیا تاکنون دو کمپ تمرینی داشتیم. کمپ اول دو ماه و نیم طول کشید و کمپ دوم یک ماه قبل از مسابقات برگزار میشود. هر هفته با تیمهای پسران زیر ۱۸ وزیر ۲۱ سال بازی دوستانه داشتیم. در پایان کمپ اول در ویتنام سه بازی دوستانه با تیم دانشگاه ووهان چین، دانشگاه دوک کره جنوبی و تیم ملی مالزی انجام دادیم که هر سه را بردیم. این نخستین بار بود که ویتنام توانست مالزی را شکست دهد. این نتایج امیدبخش و نشانه پیشرفت تیم است.
ـ در مورد تدریس و فعالیت دانشگاهیتان هم توضیح دهید؟
همانطور که میدانید، مربیگری در ایران شغل محسوب نمیشود؛ نه بیمه دارد، نه اتحادیه. هرکسی میتواند سالنی اجاره کند و خودش را مربی معرفی کند. به همین دلیل من همیشه به دنبال استقلال و تجربه کاری بودم و همزمان تحصیل را هم ادامه دادم. در دانشگاههای مختلف تدریس کردهام: از دانشگاه بروجرد گرفته تا دانشگاه علمی-کاربردی خاتمالانبیاء، دانشگاه علوم پزشکی تهران، دانشگاه تهران غرب و دانشگاه شهید بهشتی. درسهایی مثل آناتومی، فیزیولوژی و بیومکانیک را ارائه دادم و همچنین بسکتبال عملی تدریس کردم. تدریس برای من افتخاری بزرگ است و هنوز هم دوست دارم ادامهاش بدهم.

ـ بهترین خاطره تان از بسکتبال چیست؟
شاید کمی تند باشد اما بهترین خاطرهام رفتن از ایران بود. چون وقتی در خارج از ایران مدال میگیری، همه تو را بهعنوان “مربی ایرانی” معرفی میکنند. این تضاد عجیبی است؛ شاید در ایران کسی قدردان نباشد، اما در خارج، ملیتت افتخار میآفریند.
ـ در مورد دوره آموزشی مربیان در فدراسیون ایران هم بگویید؟
خدا رحمت کند آقای مشحون را. تنها کسی بودند که وقتی برنامه آکادمیک صربستان را برایشان توضیح دادم، پذیرفتند یک دوره آموزشی برگزار کنیم. در این دوره درباره آموزش مهارتها حتی در آب و روند دو ساله تربیت مربی پایه صحبت کردیم. متاسفانه مسئولان وقت فدراسیون اجازه ندادند برنامه به طور کامل اجرا شود و دوره نیمهکاره ماند.
ـ دورهای هم در لیتوانی گذراندید. ارتباطتان با بسکتبال اروپا از کجا شکل گرفت؟
زمانی که در قطر بودم و کرونا شروع شد، دانشگاه ورزش لیتوانی دورهای برگزار کرد. من هم در آن شرکت کردم. بعدها به لیتوانی رفتم و ارتباطات خوبی برقرار کردم. اکنون نماینده رسمی دانشگاه لیتوانی برای راهاندازی آکادمی هستم و این ارتباطات به کارم کمک میکند.
ـ در فدراسیون بسکتبال ایران هم مسئولیت داشتید؟
بله، از سال ۹۶ تا ۹۷ رئیس کمیته آموزش مربیان فدراسیون بودم. قصد داشتیم فلسفه آکادمیک بسکتبال را وارد کنیم، اما متاسفانه با مخالفتها و تنگنظریها روبه رو شدیم. حتی طرح همکاری با فدراسیون گرجستان را هم داشتیم که میتوانست تحول بزرگی ایجاد کند، اما اجازه ندادند. هنوز هم فدراسیون ایران برایم حس خانواده ندارد.
ـ در زمینه گزارشگری بسکتبال هم فعالیت داشتید؟
ترجیح میدهم تایتل گزارشگر به نامم اضافه نشود چون تخصص آن را نداشتم. در رادیو ورزش بیشتر بهعنوان کارشناس حضور داشتم. البته یک بار هم بازی بسکتبال بانوان را گزارش کردم؛ همان سالی که فیبا اجازه داد زنان با حجاب در مسابقات شرکت کنند. این گزارش بازتاب زیادی داشت، اما بعدها ممنوعالصدا شدم. همچنین یک بار توسط عادل فردوسیپور به برنامه نود دعوت شدم تا روی گل یکی از بازیکنان فوتبال زنان صداگذاری کنم. اما باز هم تأکید میکنم گزارشگری کار تخصصی است و من صرفاً در مقطعی به بسکتبال زنان خدمتی کردم.
ـ در مورد کتابهایتان هم صحبت کنید؟
دو کتاب تالیفی و چهار کتاب ترجمه دارم. کتاب اول: یک، دو، سه، بسکتبال که با عشق نوشتم و در دانشگاه تهران مرکز رونمایی شد. کتاب دوم: مچ پا در بسکتبال؛ از آسیب تا درمان که به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر شد. همچنین مجموعه ۴ جلدی فیبا را هم ترجمه کردم، هرچند به دلیل محدودیتهای وزارت ارشاد، بعضی اصطلاحات به درستی ترجمه نشدهاند.

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید